ازدواج سفید؛ جهان - ایران

  • PDF
امتیاز کاربر: / 7
بدخوب 
ازدواج سفید؛ جهان -  ایران
 
برگرفته از سایت روزنامه انتخاب
 
چکیده
دنیای مدرن، تغییرات زیادی را در عرصههای مختلف ایجاد کرده است. این تغییرات میتواند در بخشهای مهم جامعه نظیر خانواده، تبعات و اثرات منفی دراز مدتی داشته باشد. یکی از مباحثی که مشکلات زیادی را در خانواده ایجاد میکند پدیده ازدواج سفید است. ازدواج سفید یا همباشی؛ وصلت و ارتباط زن و مرد بدون ثبت ازدواج میباشد  که می‌توان آن را شیوهای غربی در زندگی مشترک زن و مرد دانست. در این مقاله تلاش شده است آرا و نظرات موافقان و مخالفان ازدواج سفید و میزان رشد آن در جامعه غربی و ایرانی مورد بررسی قرار گیرد.
 
مقدمه 
برخی منابع «ازدواج سفید» را به معنای «هم‌باشی» (cohabitation) و برقراری رابطه جنسی بدون ثبت پیوند ازدواج در نظر گرفته‌اند.
مهدی بیاتی روانشناس می‌گوید: زندگی دختر و پسر زیر یک سقف را بدون عقد شرعی نمی‌توان ازدواج نامید؛ بلکه چنین رابطه‌ای با اهدافی مانند برآوردن نیازهای جنسی و روانی برقرار می‌شود. زمانی که شادابی و نشاط زن به مرور زمان کاهش یابد، ممکن است علاقه مرد به ادامه زندگی با او کم شود و او به زن دیگری گرایش پیدا کند. 
دکتر امان‌الله قرایی مقدم جامعه‌شناس نیز معتقد است در این رابطه، زوجین خانواده نیستند بلکه یک خانوار را شکل می‌دهند، زیرا خانواده به معنای وصلت دختر و پسر و تشکیل یک زندگی است، اما مفهوم خانوار زمانی استفاده می‌شود که افرادی زیر یک سقف زندگی می‌کنند. از دید وی دختر در این رابطه به نوعی روسپیگری روی آورده است. وی معتقد است تجردگرایی دختران، کمرنگ شدن اعتقادات و باورهای دینی و مذهبی مردم، الگوبرداری از ماهواره و رسانه‌های بیگانه به ویژه سریال‌های ساخت ترکیه و امریکای جنوبی از جمله عوامل رشد پدیده موسوم به «ازدواج سفید» هستند. بی‌اعتنایی به نظام خانواده، عدم مسئولیت‌پذیری دختران و پسران برای زندگی اجتماعی و جامعه‌پذیر کردن آنها، نبود امکانات برای ازدواج از جمله مسکن و اشتغال می‌تواند در شکل‌گیری چنین روابطی تاثیرگذار باشد. از دید این جامعه‌شناس این رابطه تنها تا زمانی ادامه پیدا می‌کند که دختر بر و رویی دارد و بدین ترتیب می‌توان گفت که در حقیقت این زنان تبدیل به روسپی می‌شوند. 
 
تفاوت‌های ازدواج رسمی و زندگی زناشویی بدون ازدواج
بر اساس تعریف، زندگی زناشویی بدون ازدواج موقعی که دو فرد مجرد از دو جنس متفاوت قبل از ازدواج با هم زندگی می‌کنند، اتفاق می‌افتد. این برای افرادی‌ که به تعهد اجتماعی و شخصی که ازدواج لازم دارد تمایل ندارند، یک مسیر میان‌بر است؛ حداقل برای مدتی. در حال حاضر این نوع نگاه به روابط مرد و زن موافقان و مخالفان زیادی دارد. 
این نوع از زندگی که به زندگی زناشویی بدون ازدواج معروف است، یک شیوه جایگزین برای ازدواج قانونی در غرب است که در بیشتر کشورهای اروپایی و امریکایی رواج دارد، اما رواج این نوع زندگی در کشوری با شاخصه‌های فرهنگی اسلامی، به‌عقیده برخی نگران کننده است. در این رابطه دختر و پسر بدون هیچ توافق مشخص و رسمی وارد یک رابطه می‌شوند. 
برای درک بهتر علت رو آوردن برخی از جوانان به این نوع از ازدواج باید توجه داشت که فاصله میان رسیدن به بلوغ جنسی و تشکیل خانواده زوجینی، هر روز بیشتر می‌شود. به عنوان مثال اگر سن رسیدن به بلوغ جنسی و سن ازدواج را بر اساس آماره‌های موجود به ترتیب ۱۳ و ۲۸ سال بگیریم، به یک شکاف ۱۵ ساله میان رسیدن به بلوغ جنسی و ازدواج خواهیم رسید و شیوع پدیده زندگی زناشویی بدون ازدواج نیز نتیجه همین شکاف ۱۵ ساله است. 
در زندگی زناشویی بدون ازدواج یکی از آسیب‌های جدی مربوط به نوع زندگی مخفیانه‌ای است که افراد مجبور خواهند بود از اجتماع و خانواده در پیش بگیرند. این موضوع بار روانی زیادی را در بلند مدت بر دختر و پسر خواهد داشت. برای آنهایی که دارای زندگی زناشویی بدون ازدواج هستند، اغلب دشوار است که رازشان را حفظ کنند. آنها مجبورند پشت سرهم دروغ بگویند تا حقیقت مشخص نشود. جنبه منفی دیگر ازدواج مدنی، بچه‌های مشترک هستند. البته گاهی هم می‌توانند به عنوان عامل مثبت ایفای نقش کنند و باعث تقویت خانواده شوند! 
جوان امروزی اکنون به غیر از ازدواج و تشکیل خانواده، اهداف دیگری نیز در سر دارد و احتمال می‌دهد که مسئولیت‌های پس از ازدواج، میان او و رؤیاهایش فاصله بیندازد. فرد چنین گمان می‌کند که تعهدات زناشویی، بال‌های بلندپروازی او را کوتاه می‌کند و تلاش برای تأمین معاش را جایگزینش خواهد کرد. 
 
وضعیت آماری ازدواج سفید
دکتر جمیز سی دابستون در رابطه با بحران خانواده در آمریکا می‌گوید: تعداد خانواده‌هایی که با زوج‌های ازدواج نکرده اداره می‌شود، رشد ۷۲٪ یافته و برعکس؛ تعداد خانواده‌های سنتی مرسوم به کمتر از ۲۵٪ کل خانواده‌ها کاهش یافته است. نیمی از زوج‌ها در غرب گزارش کرده‌اند که قبل از ازدواج با هم همخانه بوده‌اند. هم‌خانگی یک زن و مرد – بدون ازدواج رسمی – در دوره‌ای ۳۸ ساله از ۱۹۶۰ تا ۱۹۹۸ رشد ۱۰۰۰ درصدی داشته است. 
امروزه بیش از دو سوم زوج‌های آمریکایی پیش از ازدواج رسمی، مدتی را بدون ازدواج با یکدیگر زیر یک سقف می‌گذرانند. در سال ۱۹۹۴، حدود ۳/۷ میلیون زوج آمریکایی بدون ازدواج با یکدیگر زندگی می‌کردند و نزدیک به اواخر دهه ۱۹۹۰، حداقل ۵۰ تا ۶۰ درصد زوج‌ها حداقل پیش از ازدواج رسمی، مدتی را بدون ازدواج با یکدیگر می‌گذراندند. در حدود ۴۰ درصد از زوج‌های هم‌خانه در امریکا بدون آنکه به ازدواج برسند، از هم جدا می‌شوند. نیمی از این افراد در طول زندگی چندین هم‌خانه داشته‌اند. 
از سال ۱۹۶۰ تا ۱۹۹۰ تولدهای ناشی از ازدواج‌های این چنینی در آمریکا ۴۰۰٪ افزایش یافته است. در ابتدای قرن ۲۱ از هر دو کودک آمریکایی یکی در این نوع رابطه به دنیا می‌آید! در آمریکا نسبت به سال‌های گذشته تعداد کودکان متولد شده از زوج‌های ازدواج نکرده، شش برابر شده، به طوری که تقریبا امروزه ۳۳٪ نوزادان به مادران ازدواج نکرده تعلق دارند. کلیسای انگلستان نیز برای اولین بار اعلام کرد زوج‌هایی که پیش از اینکه ازدواج کنند بچه‌دار شده‌اند برای ازدواج رسمی به کلیسا بیایند. 
 
نظر موافقان هم‌باشی
از نظر موافقان اولین مزیت این نوعی زندگی مشترک عشق است. وقتی عاشقان دیگر نمی‌توانند بدون یکدیگر زندگی کنند، اینجا ازدواج مدنی چاره خوبی است. لذا هر دو نفر آگاهانه تصمیم می‌گیرند تا با هم زندگی کنند، نه اینکه یکی به خاطر خواسته دیگری خودش را قربانی کند. 
عامه نیز بر این عقیده‌اند که هم‌خانگی به عنوان یک دوره امتحان برای مشاهده اینکه آیا رابطه خوب عمل می‌کند یا نه، مفید است. در واقع دختر و پسر از ابتدا با هدف آشنایی و برقراری رابطه‌ای برای شناخت و با تکیه به این جمله که تا زیر یک سقف زندگی نکنیم شناختی پیدا نمی‌شود وارد رابطه هم‌خانگی می‌شوند. 
 
نظر مخالفان هم‌باشی 
مخالفان هم باشی معتقدند بر خلاف باور عامه، هم‌خانگی پیش از ازدواج نمی‌تواند دلیلی برای استحکام خانواده در آینده باشد. مطالعات روی آمارها نشان می‌دهد ازدواج‌هایی که زوجین قبل از آن با هم دارای زندگی زناشویی بدون ازدواج بوده‌اند نسبت به ازدواج‌هایی که زوجین چنین سابقه‌ای نداشته‌اند، بیش از ۵۰ درصد بیشتر با خطر طلاق مواجه است و معمولاً کسانی که ازدواج‌های دوم و سوم را تجربه می‌کنند رابطه چندان خوشبخت‌تر و موفق‌تری را کسب نمی‌کنند. 
همچنین در تحقیقاتی که در غرب موجود است ثابت شده در زندگی‌های هم‌خانگی سوء استفاده طرفین بیشتر اتفاق می‌افتد. محققان دریافته‌اند که حملات جسمی در بین زوج‌های دارای زندگی زناشویی بدون ازدواج، نسبت به زوج‌هایی که ازدواج کرده‌اند بسیار رایج‌تر و شدیدتر است. 
 
ازدواج سفید در ایران
در دی‌ماه ۱۳۹۱، مرتضی طلایی، رئیس وقت کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر تهران در گفتگو با ایلنا، از افزایش زندگی مجردی دانشجویی در شهر تهران در محلات شمال شهر خبر داد و گفت: «متأسفانه گزارش‌هایی مبنی بر تشکیل زندگی‌های مجردی در شمال شهر تهران داریم که در آن دختر و پسر دانشجو بدون ازدواج رسمی زیر یک سقف زندگی می‌کنند. این پدیده جدیدی از نوع آسیب‌های اجتماعی است که پیامدهای خطرناکی دارد. هنوز آمار رسمی در این بخش اعلام نشده‌است اما این معضل و پدیده جدید قطعاً آسیب‌های جدیدی را به همراه خواهد داشت.» 
دکتر مصطفي اقليما، رئيس انجمن علمي مددکاران اجتماعي ايران پديده ازدواج سفید در ایران را برخلاف جوامع غربي کاملا به ضرر دختران ايراني می‌داند. وی معتقد است: «بيشتر از 90 درصد رابطه دختر و پسرها به ازدواج نمي‌رسد؛ چون معمولا خود پسر يا خانواده او حاضر نمي‌شوند چنين دختري را به عنوان عروس خود بپذیرند. آن درصد باقيمانده نيز اگر به ازدواج ختم شود به اين خاطر بوده که دختر از نظر سطح خانوادگي و مالي بالاتر از خانواده پسر است و پسر به اين دليل ازدواج مي‌کند تا از امکانات دختر و خانواده‌اش به نفع خود بهره ببرد.» او توضيح مي‌دهد: «دخترها در جامعه ما ضرر مي‌کنند چون فرهنگ جامعه ما اين چنين است که وقتي دختري با يک پسر در رابطه باشد بعد از پايان يافتن آن رابطه کسي به سراغش نخواهد رفت و اين اتفاق ضربه سنگيني خواهد بود که بر دختران جامعه وارد مي‌شود.» اقليما درباره پديده «ازدواج سفيد» مي‌گويد: «اين نوع ازدواج‌ها همان نامزدي قديم است که ديگر در جامعه در حال فراموشي است. خانواده‌ها به دليل اينکه گرفتار و درگير مشکلات هستند ديگر فرصت سر و کله زدن با فرزندان خود را ندارند و وقتي ببينند تصميمي گرفته‌اند که شايد با شرايط آنها همخواني نداشته باشد، مي‌گذارند هرکار که دلش مي‌خواهد انجام بدهند».
محمدحسین رستم‌خانی پژوهشگر در حوزه مسایل اجتماعی، ازدواج سفید در جامعه امروز را آسیبی نوظهور و زنگ خطری برای مسؤولان عنوان کرد. به عقیده وی یکی از دلایل تمایل به زندگی مشترک بدون ازدواج در جامعه امروزی، نبود محیط امن و آرام در خانه و نداشتن احساس تعلق به محیط خانه است، ضمن اینکه نباید از مواردی مانند لذت‎جویی، داشتن استقلال و نیازهای مالی چشم‌پوشی کرد. احساس تعلق خاطر به اصول و مبانی ارزش‎های خانوادگی و تعهد نسبت به هویت فرهنگی در جامعه، کمتر افرادی را در معرض چنین آسیب‎های قرار می‎دهد، اما تنها شدن افراد در جامعه آمادگی روانی را برای شکل‎گیری چنین زندگی‎هایی افزایش می‎دهد و این در حالی است که اگر نشاط اجتماعی، هویت فرهنگی، اشتغال، امید به زندگی و آموزش مهارت‎های زندگی در جامعه افزایش یابد شاهد چنین آسیب‎های نوپدید اجتماعی نخواهیم بود. 
رستم‎خانی می گوید: به نظر می‎رسد در صورتی که سیاست‎گذاری‎های اجتماعی و رسانه‎ای در جامعه با یکدیگر مطابقت نداشته باشند و سیاست‎گذاری اجتماعی و فرهنگی، نسبت به سیاست‎گذاری‎های اقتصادی و سیاسی در اولویت پایین‎‏تری قرار گیرد، لایه‎های زیرزمینی از رفتارهای اجتماعی شکل می‎‏گیرد که پیامدهای آن دامن‌گیر کل جامعه می‌شود. ضمن اینکه بی‎توجهی به بهره‎مندی از آراء و نظرات صاحب نظران و متخصصان در حوزه‎های گوناگون خصوصا در زمینه مسایل اجتماعی و جامعه شناسی مشکلات را پیچیده‎تر می‎کند. 
 
نتیجه‌گیری
با توجه به آرای صاحبنظران این حوزه، به نظر می‌رسد پدیده همباشی یا ازدواج سفید با فرهنگ جامعه ایرانی همخوانی لازم را ندارد. رشد ازدواج سفید در ایران، عوارض متعدد و گسترده‌ای را در لایه‌های مختلف جامعه ایجاد خواهد کرد، عوارضی که تعدیل و بهبودشان نیازمند زمان و بودجه نامحدودی خواهد بود. مواجهه و برخورد با این پدیده، عزم ملی ارگان‌ها، سازمان‌ها و رسانه‌ها و مراجع تصمیم‌گیری مرتبط را می‌طلبد. 
صدا‌و‌سیما با توجه به ایجاد، رشد و گسترش معنی‌دار پدیده ازدواج سفید در کشور و جهت شناخت ابعاد موضوع، نیازمند تشکیل کارگروه‌های ویژه در مراکز پژوهشی سازمان و استفاده از اساتید و کارشناسان مسلط در این حوزه است. بدین شیوه می‌توان برای پژوهش و مطالعات میدانی، تعیین خط‌مشی و اتخاذ راهکارهای موثر  در برنامه‌ها اقدام کرد. 
 
منابع : برگرفته از سایت‌های ایسنا، ویکی پدیا. 
 
سوتیتر
- تجردگرایی دختران، کمرنگ شدن اعتقادات و باورهای دینی و مذهبی مردم، الگوبرداری از ماهواره و رسانه‌های بیگانه به ویژه سریال‌های ساخت ترکیه و امریکای جنوبی از جمله عوامل رشد پدیده موسوم به «ازدواج سفید» هستند.
- بی‌اعتنایی به نظام خانواده، عدم مسئولیت‌پذیری دختران و پسران برای زندگی اجتماعی و جامعه‌پذیر کردن آنها، نبود امکانات برای ازدواج از جمله مسکن و بیکاری می‌تواند در شکل‌گیری چنین روابطی تاثیرگذار باشد.
- برای آنهایی که دارای زندگی زناشویی بدون ازدواج هستند، اغلب دشوار است که رازشان را حفظ کنند. آنها مجبورند پشت سرهم دروغ بگویند تا حقیقت مشخص نشود.
- جوان امروزی اکنون به غیر از ازدواج و تشکیل خانواده، اهداف دیگری نیز در سر دارد و احتمال می‌دهد که مسئولیت‌های پس از ازدواج، میان او و رؤیاهایش فاصله بیندازد.
- امروزه بیش از دو سوم زوج‌های آمریکایی پیش از ازدواج رسمی، مدتی را بدون ازدواج با یکدیگر زیر یک سقف می‌گذرانند.
- متأسفانه گزارش‌هایی مبنی بر تشکیل زندگی‌های مجردی در شمال شهر تهران داریم که در آن دختر و پسر دانشجو بدون ازدواج رسمی زیر یک سقف زندگی می‌کنند. این پدیده جدیدی از نوع آسیب‌های اجتماعی است که پیامدهای خطرناکی دارد.
- بيشتر از 90 درصد رابطه دختر و پسرها به ازدواج نمي‌رسد؛ چون معمولا خود پسر يا خانواده او حاضر نمي‌شوند چنين دختري را به عنوان عروس خود بپذیرند.
- فرهنگ جامعه ما اين چنين است که وقتي دختري با يک پسر در رابطه باشد بعد از پايان يافتن آن رابطه کسي به سراغش نخواهد رفت و اين اتفاق ضربه سنگيني خواهد بود که بر دختران جامعه وارد مي‌شود.
- در صورتی که سیاست‎گذاری‎های اجتماعی و رسانه‎ای در جامعه با یکدیگر مطابقت نداشته باشند و سیاست‎گذاری اجتماعی و فرهنگی، نسبت به سیاست‎گذاری‎های اقتصادی ـ سیاسی در اولویت پایین‎‏تری قرار گیرد، لایه‎های زیرزمینی از رفتارهای اجتماعی شکل می‎‏گیرد که پیامدهای آن دامن‌گیر کل جامعه می‌شود.

شما در این صفحه هستید : پژوهش خانواده ازدواج سفید؛ جهان - ایران