آسيب شناسي فيلمنامه‌هاي فيلم‌هاي تلويزيوني

  • PDF
امتیاز کاربر: / 2
بدخوب 

علي فرزين فرد  
جشنواره آثار تلويزيوني جام جم، فرصتي را فراهم کرد تا بار ديگر آسيب‌شناسي توليد فيلم‌هاي تلويزيوني مطرح شود  و هنرمندان و مديران رسانه، هر کدام از نظر‌گاه خود به بيان ظرفيت‌ها و محدوديت‌هاي توليد اين آثار بپردازند . هنوز و همچنان، بسياري از دست اندرکاران توليد تله فيلم و مديران سيما، مشکل فيلم‌نامه را مهم‌ترين مشکل معرفي مي‌کنند و در پي چاره‌جويي براي آن هستند . 
مشکل فيلم‌نامه به اذعان کارشناسان و منتقدان نه تنها مشکل جدي فيلم‌هاي تلويزيوني، بلکه معضل اساسي آثار سينمايي کشور نيز قلمداد مي‌شود و بديهي است تا حل نهايي اين مشکل انتظار شکوفايي و درخشش کامل آثار تلويزيوني و سينمايي، انتظاري بيهوده است.
در مقايسه‌اي مختصر و سريع بين روند فيلمنامه‌نويسي در کشورمان با کشورهاي پيشرفته در حوزه سينما و تلويزيون، پاره‌اي از تفاوت‌هاي اساسي ديده مي‌شود که شايد بررسي آنها بتواند راز عقب‌ماندگي فيلمنامه‌نويسي ما را آشکار کند و ما را براي رسيدن به استانداردهاي بالاتر در اين حوزه ياري نمايد.
اولين تفاوت آشکار در فيلمنامه‌نويسي ما با فيلمنامه‌نويسي روز دنيا، مبحث «اقتباس» است.
اگر در کشور ما اقتباس کردن استثناء و اقتباس نکردن قاعده است در صنعت سينما و تلويزيون دنيا اين نسبت بر عکس است.
کافي است براي نمونه به ليست صد فيلم پرفروش تاريخ سينما نظري بيفکنيم تا پي ببريم که تعداد بسيار زيادي از اين آثار داراي فيلمنامه‌هاي اقتباسي هستند. اين امر در فيلم‌ها و سريال‌هاي تلويزيوني هم صدق مي‌کند. معمولاً هر گاه که در سينمای ما مبحث اقتباس مطرح مي‌شود عده‌اي بلافاصله با بيان اين مسئله که ادبيات داستاني ما دچار ضعف است و داستان کوتاه يا رماني که قابليت اقتباس سينمايي و تلويزيوني را داشته باشد نداريم يا کم داريم، نسبت به امکان اقتباس ايجاد ترديد مي‌کنند. البته در صحت اين ادعا جاي گفتگوي بسيار است، اما حتي اگر اين ادعا درست باشد بايد به اين نکته توجه کنيم که اقتباس فقط از آثار ادبيات داستاني صورت نمي‌گيرد بلکه نمايش‌نامه‌ها، تئاترها، سريال‌هاي تلويزيوني و حتي اپرا و پويانمايي نيز مي‌تواند منبعي براي اقتباس باشند. به عنوان مثال بسياري از سريال‌هاي شاخص و ماندگار تلويزيوني که داراي داستان‌هاي قوي و جذاب و شخصيت‌هاي محکم و ماندگار بوده‌اند امروزه مي‌توانند محملي براي اقتباس‌هاي سينمايي و تلويزيوني به شمار بروند. مثلا به ياد بياوريم سريال‌هاي «روزي روزگاري» يا «شب دهم» را که هنوز بعد از گذشت سال‌‌ها از پخششان، شخصيت‌ها و حتي ديالوگ‌هايشان مورد توجه و علاقه مردم است و همين امروز نيز اگر اين آثار مورد اقتباس واقع و تبديل به فيلمنامه جديد تلويزيوني و سينمايي شوند مي‌توانند با استقبال فراوان مخاطبين روبرو شوند. يا بسياري از  نمايش‌هاي برجسته‌اي که در طول اين سه دهه به روي صحنه رفته‌اند قابليت تبديل به فيلمنامه‌هاي جذاب را دارند. اگر اين مسأله را پذيرفته‌ايم که فيلمنامه‌هاي ما داراي ضعف‌هاي جدي در ايده، روابط علّي و معلولي و شخصيت پردازي هستند اقتباس از آثار برجسته ادبي يا نمايشي که قدرت خود را به اثبات رسانده‌اند، تا حد زيادي مي‌تواند درماني براي اين درد فيلمنامه‌نويسي ما باشد.  
معضل بزرگ ديگري که فيلمنامه‌نويسي ما از آن رنج مي‌برد، مسأله انجام ندادن کار گروهي و کارگاهي است. به جرئت مي‌توان گفت که امروزه ديدن فيلم يا سريالي در دنيا که در تيتراژ آن نام يک نفر به عنوان فيلمنامه‌نويس ذکر شده باشد امري بسيار نادر و دور از ذهن است. در برخي از سريال‌هاي مشهور دنيا، تعداد نويسندگاني که مستقيماً در امر فيلمنامه‌نويسي آن مشارک داشته‌اند عددي دورقمي است. اين در حالي است که در تلویزیون ایران، گاهي شاهد سريال‌هاي پنجاه و هفتاد قسمته بوده‌ايم که فقط و تنها فقط يک نفر نگارش آن را به عهده داشته است! لازم به تأکيد نيست که کار گروهي و کارگاهي تا چه حد مي‌تواند در کاهش ايرادات و ضعف‌ها و افزايش کيفيت محتوايي و تکنيکي يک فيلمنامه مؤثر باشد. البته دلايل متعددي وجود دارد که انگيزه  کار گروهي در حوزه  فيلمنامه را در کشور ما کاهش مي‌دهد که بررسي آنها در اين مقال نمي‌گنجد، اما توجه به اين موضوع و تلاش براي زمينه‌سازي فيلمنامه‌نويسي کارگاهي و گروهي مي‌تواند و بايد در دستور کار تصميم‌سازان اين عرصه قرار بگيرد.
نکته ديگري که بايد مورد توجه قرار بگيرد مسأله قطع ارتباط نويسنده با گروه توليد است که  بسياري از اوقات در توليدات ما اتفاق مي‌افتد به اين معني که انگار جايگاه فيلمنامه‌نويس تا آنجاست که فيلم نامه کامل را تحويل تهيه کننده و کارگردان بدهد و بعد از آن فيلمنامه بسان موجودي بي‌صاحب و گوشت قرباني‌اي مي‌شود که هرکس هرگونه که بخواهد با آن برخورد مي‌کند و در تغييرات بعدي و بازنويسي‌ها کمتر از نظرات و پيشنهادات نويسنده استفاده مي‌شود، حال اينکه مسلط‌ترين شخص بر فيلمنامه‌، نويسنده  آن است و خود او مي‌تواند به بهترين شکل اثرش را بازنويسي کند و اشکالات آن را بزدايد. اين امر ناشي از جايگاه نازل و بي‌اهميت فيلمنامه‌نويس در سينما و تلويزيون ماست که متأسفانه نشانه‌ها و قرينه‌هاي بسياري براي آن موجود است. تلاش براي ارتقاي جايگاه فيلمنامه‌نويس، مسلماً به ارتقاي جايگاه و کيفيت فيلمنامه منتهي مي‌شود. اميد است که دست اندرکاران مديريت رسانه با توجه به اين نکات و با استفاده از فضاي جشنواره  جام جم در جهت حل مشکلات و حرکت از وضع موجود به سمت وضع مطلوب بکوشند.

منبع:  روزنامه رسالت، 13/11/90، صفحه 5 

از کدام قسمت وب سایت بیشتر استفاده می کنید؟




نتایج

شما در این صفحه هستید :