پیش درآمدی بر مثبت نگری

  • PDF
امتیاز کاربر: / 0
بدخوب 

 

زندگی پر از کامیابی‌ها و ناکامی‌ها است و شکست و پیروزی از سرنوشت انسان حذف‌شدنی نیست. به همین خاطر است که افراد خردمند و واقع‌بین نه با پیروزی و کامیابی، سرمست و مغرور می‌شوند و نه با شکست و ناکامی، افسرده و مغموم.

افراد خردمند می‌دانند که نوع نگاه آنان به مسائل و فراز و نشیب‌های زندگی است که کارساز است و چنانچه رویکردی سازنده و نگرشی مثبت داشته باشند، به همان اندازه که از راحتی و آسانی سود می‌برند، می‌توانند از ناراحتی و سختی نیز بهره‌مند شوند. آن‌ها قادر به حذف دشواری‌ها نیستند، اما هر سختی و ناکامی و شکست را به پلی برای دست یافتن به آسانی و کامیابی و پیروزی تبدیل می‌کنند.

این ویژگی افراد خردمند را می‌توان مثبت‌نگری یا مثبت‌اندیشی نامید؛ یعنی توجه به جنبه‌های مثبت مسائل و موضوعات و پدیده‌ها؛ یا همان نیمه پر لیوان. مثبت‌نگری خصیصه‌ای درونی و نیازمند پرورش و شکوفایی است؛

ایمان مذهبی، اخلاق الهی، اعتماد به نفس و خودباوری، نوع‌دوستی و رها شدن از فردیت، تلاش‌گری و خوداتکایی از جمله زمینه‌های مهم شکل‌گیری مثبت‌نگری در افراد است که تقویت هر یک، تأثیر مستقیمی در پرورش و شکوفایی مثبت‌اندیشی دارد.

از طرفی مواردی مانند امیدواری، آرامش و امنیت روحی و فکری، شکیبایی، نشاط و شادی، به رسمیت شناختن و محترم شمردن دیگران، احساس مسؤولیت فردی و اجتماعی، و فعالیت و احساس مثمرثمر بودن از آثار مهم مثبت‌نگری هستند.

روشن است که مجال اندک این نوشته از عهده تبیین ماهیت و ابعاد گوناگون مثبت‌اندیشی برنخواهد آمد و چنین هدفی نیز ندارد. لوح فشرده‌اي كه ضمیمه اين نوشتار است در صدد جلب توجه دست‌اندرکاران محترم رسانه ملی در سطوح و پست‌های مختلف به موضوع "مثبت‌اندیشی" است و مطالب متنوعی را در خصوص محورهای دوازده‌گانه "احترام به دیگران"، "اعتماد متقابل"، "انصاف در قضاوت"، "تشکر زبانی"، "توجه به داشته‌ها"، "توکل به خدا"، "چشم‌پوشی و تغافل"، "حسن ظن"، "اعتماد به حکمت خداوند"، "خیرخواهی"، "شکر نعمت" و "هدیه دادن" در اختیار آنان قرار می‌دهد که بیش‌تر جنبه آشنایی و الهام‌بخشی دارد و مطالعه و بررسی بیش‌تر را به خودشان واگذار می‌کند. اگرچه مدیریت پژوهش برنامه‌اي سیما آمادگی خود را برای همراهی همیشگی با این عزیزان اعلام می‌دارد.

"احترام به ديگران" و رعايت حقوق متقابل يكي از مهم‌ترين زمينه‌هاي واقع‌بيني و در نتيجه مثبت‌نگري است. انسان با ملاحظه و مراعات حقوق ديگران درمي‌يابد كه بخشي از محدوديت‌هاي او ناشي از وجود و حضور ديگران است و لازم است دستيابي به اهداف خود را با در نظر گرفتن شرايط و موقعيت ديگران دنبال كند. از طرفي، نگاه مثبت و سازنده به مسائل، زمينه را براي توجه به جنبه‌هاي خوب و مثبت افراد و بي‌توجهي به جنبه‌هاي بد و منفي آنان فراهم مي‌سازد و لاجرم به مراعات بيشتر حقوق و حرمت آنان خواهد انجاميد.

"اعتماد متقابل" بدون حداقلي از مثبت‌نگري، اصولا ممكن نيست و تحقق نمي‌يابد. اين در حالي است كه زندگي اجتماعي و مشاركت‌هاي گروهي يا فعاليت‌هاي جمعي فقط بر پايه اعتماد متقابل شكل مي‌گيرد و انسان به لحاظ اجتماعي بودن، چاره‌اي جز هم‌زيستي و مشاركت با ديگران ندارد. در واقع بخش زياد و بلكه عموم احتياجات و علاقمندي‌هاي افراد در مسير تعاملات طرفيني تأمين مي‌گردد و بدين ترتيب عدم برخورداري از مثبت‌نگري مي‌تواند در تمام طول اين مسير؛ يعني دستيابي به اهداف اخلال ايجاد كند.

"انصاف" (حق‌گرايي و حق‌گويي) از مهم‌ترين عوامل سالم‌سازي روابط انساني است و منفي‌نگري، بي‌ترديد مانع بزرگي بر سر راه آن محسوب مي‌شود. البته مثبت‌نگريِ ساده‌لوحانه و بي‌مبنا نيز در اين مسير كارساز نيست و در حقيقت، اين "واقع‌بيني" است كه به كار انصاف و قضاوت منصفانه مي‌آيد. اما شايد در بيش‌تر موارد، منفي‌نگري و گرايش به نشانه گرفتن انگشت اتهام به سوي ديگران موجب انحراف از اين خصلت مهم اجتماعي مي‌شود. اين موضوع بويژه در جاهايي كه انسان، خود يكي از طرفين دعوا است، بيش‌تر اهميت مي‌يابد.

"تشكر" و سپاسگزاري در برابر خدمات و زحماتي كه ديگران براي ما متحمل مي‌شوند، نشانه قدرشناسي و درك نقش مثبت آنان در زندگي ماست. از همين رو است كه افراد منفي‌نگر معمولا از زبان تشكر بي‌بهره‌اند و اصولا نقش مثبتي براي ديگران قائل نيستند كه شايسته سپاس باشد. اما افراد مثبت‌نگر به جاي نسبت دادن موفقيت‌هاي كوچك و بزرگ خود به شانس و اقبال، مي‌دانند كه مجموعه‌اي از اعمال و رفتار آگاهانه و ناآگاهانه ديگران است كه مسير دستيابي آنان را به اهدافشان هموار ساخته است؛ بنابر اين خود را موظف به قدرشناسي از همراهي ديگران مي‌دانند.

"توجه به داشته‌ها" ركن اصلي مثبت‌نگري است و به تعبير گوياتر، توجه نداشتن به داشته‌ها و تمركز بر نداشته‌ها، منشأ و مبدأ منفي‌نگري است. در حالي كه بسيار روشن است كه همه افراد بدون استثناء با انبوهي از داشته‌ها و نداشته‌ها مواجهند و هيچكس نيست كه مطلقا همه چيز داشته باشد و يا مطلقا هيچ چيز نداشته باشد. در اين ميان افراد بدبين و منفي‌نگر بر نداشته‌هاي خود تمركز دارند و افراد خوش‌بين و مثبت‌نگر بر داشته‌هاي خود؛ آن‌ها در باتلاق ناكامي‌ها فرو مي‌روند و اين‌ها بر بلندي كاميابي‌ها ره مي‌پويند.

"توكل به خدا" كه از آثار مهم ايمان مذهبي است، پشتوانه بزرگ افراد مثبت‌انديش است. فرد متوكل از آغاز تا پايان اعمال خود را با اتكال به نيروي مطلق و شكست‌ناپذير خداوند انجام مي‌دهد و همين باورمندي به تكيه‌گاه بودن خداي بي‌همتا، كافي است كه تمام زمينه‌ها و آثار منفي‌نگري را از فكر و روح آدمي پاك كند و به او بقبولاند كه براي دستيابي به اهداف و آرمان‌هاي موجه و مطلوب خويش كه مورد رضايت خداي متعال است، بهترين و تواناترين يار و ياور را در كنار خود دارد.

"چشم‌پوشي" از خطا و اشتباه ديگران و به تعبير ديني تغافل، اثر و پيامد بسيار مفيد و سودمند مثبت‌نگري است. اين ويژگي كه در آموزه‌هاي ديني مايه آسودگي و راحتي شمرده شده است، هيچ‌گاه از سوي افراد منفي‌نگر قابل انتظار نيست. زيرا اين افراد بر خلاف مثبت‌نگران، فقط به جنبه‌هاي منفي و زشت پديده‌ها و افراد توجه دارند و از شناسايي و درك خوبي‌ها ناتوانند. اما افراد مثبت‌نگر به دليل توجه بيش‌تر به خوبي‌ها، به طور طبيعي و ناخودآگاه به زشتي‌ها بي‌اعتنا هستند و حتي در صورت ديدن خطا و يا اشتباهات قابل اغماض و بخشش، از ناديده گرفتن آن‌ها ابايي ندارند.

"حسن ظن" يا همان خوش‌بيني، پايه روابط اجتماعي سالم و سازنده است و آسايش خيال و آرامش روان را در پي دارد. حسن ظن از سويي تقويت‌كننده مثبت‌نگري است و دايره آن را توسعه مي‌دهد؛ يعني آن را به فراتر از روابط طرفيني مي‌كشاند و از سويي، خود، تحت تأثير مثبت‌نگري، قوي‌تر و كارآمدتر مي‌شود و زندگي شادتر، كم‌استرس‌تر، مسالمت‌آميزتر، جمعي‌تر و زيباتر را به ارمغان مي‌آورد.

"اعتماد به حكمت خداوند" در را به روي هرگونه بدبيني و منفي‌نگري، حتي كم‌ترين سطح آن، مي‌بندد و فقط زيبايي و زيبايي را فراروي آدمي قرار مي‌دهد. باور به حكمت خدا و حكيمانه بودن هستي، يعني باور به اينكه همه چيز دقيقا همان‌گونه كه بايد، سامان گرفته است و مبناي اين سامان خداي عادل و حكيم است كه چيزي جز مصلحت عمومي بندگان و رهنمون شدن آنان به كمال و رستگاري در نظر ندارد و خير و شر هر كس و هر چيز را بهتر از خودش مي‌داند.

"خيرخواهي" ريشه در محبت به ديگران دارد؛ تا نسبت به كسي مهر و محبت نداشته باشيم، خيرخواه او هم نخواهيم بود، زيرا احساس محبت به ديگران بدون مثبت‌نگري، هيچگاه ايجاد و دروني نخواهد شد. به‌علاوه مثبت‌نگري موجب مي‌شود كه خيررساني به ديگران را خير رساندن به خود بدانيم و توهمات بازدارنده را در اين مسير از خود دور كنيم. از جنبه ديگر، خيرخواهي و كمك‌رساني به ديگران بي‌شك حس و حالتي مطبوع در انسان مي‌آفريند كه به نوبه خود، تقويت‌كننده مثبت‌نگري خواهد بود.

"شكر نعمت" علاوه بر اينكه كمترين مرتبه قدرشناسي از ولي‌ نعمت است، بنا به تصريح آيات و روايات موجب زياد شدن نعمت مي‌شود و طبعا زندگي را گواراتر و خواستني‌تر مي‌كند. پيداست كه اين چرخه، يعني دريافت نعمت، شكر در برابر آن و دريافت نعمت بيش‌تر تأثير بسزايي در مثبت‌نگري و تقويت آن خواهد داشت. انسان‌هاي شاكر اصولا مثبت‌نگرند و حتي در سختي‌ها و ناكامي‌ها نيز، به دليل توجه به نعمت‌هايي كه از آنان سلب نشده خود را موظف به سپاسگذاري مي‌دانند.

 

"هديه دادن" موجب تقويت دوستي است و مهر و محبت افراد نسبت به يكديگر را تحكيم و تعميق مي‌بخشد. دوستان صميمي بهترين ياوران انسان در خوشي‌ها و ناخوشي‌ها هستند و نقش مهمي در ايجاد نشاط و شادي دروني و كنار آمدن با غم‌ها و گرفتاري‌ها دارند و بدين ترتيب به تقويت مثبت‌نگري كمك مي‌كنند. از طرفي هديه دادن به دوستان و نزديكان، نشانه‌اي از نگرش مثبت انسان به ديگران و روابط طرفيني است و علاقه آنان را به تداوم دوستي‌ و سودمند شمردن آن نشان مي‌دهد.

آخرین به روز رسانی در چهارشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۶ ساعت ۱۳:۱۳


شما در این صفحه هستید : اخبار پیش درآمدی بر مثبت نگری